تاریخ تولد رئیس جمهوران ایران و عکس جناب آقای روحانی رئیس جمهور جدید ایران

رئیس جمهور منتخب ایران

ادامه نوشته

ملاک بسیار قابل ملاحظه در انتخاب همسر

درباره ازدواج از پیامبر نقل شده که بهتر است زن در چهار چیز از مرد پایین‌تر باشد. خصوصیاتی که شاید در نگاه اول قابل چشم‌پوشی باشند اما قطعا در طولانی مدت می توانند روی زندگی زوج‌ها سایه بیندازند.

 

اول: از نظر سن

مرد‌ها باید سن شان از زنان بیشتر باشد. چرا؟ چه مزیت‌هایی دارد؟ و چقدر باید تفاوت سنی باشد؟ کارشناسان فیزیولوژیک معتقدند که رشد دختران بیشتر از رشد پسران است لذا یک دختر 14 ساله خیلی از مسائل را درک می‌کند و خیلی از واژه‌های اخلاقی، اجتماعی و انسانی را می‌فهمد. در مقابل یک پسر 14 ساله خیلی عقب‌تر است از نظر جسمی هم همینطور است. دخترها زود‌تر از پسرها رشد می‌کنند. بخاطر همین مطلب اسلام بلوغ تکلیفی را برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سال تمام ذکر کرده است. پس می‌توان نتیجه گرفت که دختران زود‌تر از پسران به بلوغ جسمی، جنسی، عقلی، اجتماعی، و تکلیفی می‌رسد. در ازدواج هم بهتر است این موضوع رعایت شود.

 حال سوالی که مطرح می‌شود این است که چقدر تفاوت سنی خوب است؟  به نظر می‌رسد برای تفاوت سنی هفت سال عالی است اگر بیشتر از این نباشد بهتر است. البته تفاوت 10 سال یکسری حسن‌ها دارد و یک سری قول‌ها که بحث آن در آینجا نیست. البته واضح است که اگر تفاوت سنی کمتر از 10 سال باشد بهتر است. حداکثر و حداقل سنی که به نظر می‌رسد مناسب باشد 4 سال و 7 سال است.

 زمانی مشکل بین همسران ایجاد می‌شود که تفاوت سنی آنان 10 سال با بالا باشد یا اینکه سن دختر بیشتر از سن پسر باشد. این موارد احتمال یکسری اشکالات را در بر خواهد داشت که به چند علت آن اشاره می‌کنیم.

 نکته اول: یکی از بحران‌های انتخاب جوانان ، سن زیاد است.

 نکته دوم: زنان چون از بدنی نازک‌تر و نرم‌تر برخوردار هستند، به مجرد آنکه فرزندی را به دنیا می‌آورند، در وجود جسمانی و زیبایی آنان گاهی تا 50 درصد، شکست ایجاد می‌شود. البته در همه زنان اینطور نیست. ولی در زنانی که سن زیادتری دارند چون جوان‌تر نیستند شکست آنها بیشتر نمایان می‌شود.

 نکته سوم: بروز اختلافات است چون زن بیشتر در جامعه بوده لذا بیشتر با مسائل آشناست از آن طرف هم مرد سرپرستی خانوده را به عهده دارد و تجربه او از همسرش کمتر است لذا یکسری بگومگو‌ها و اختلافات بروز می‌کند. اینجاست که زن نمی‌تواند هدفش را به مرد بفهماند و مردم هم هرچه می‌گوید به حساب خودش زن درک نمی‌کند و منظور مرد را نمی‌فهمد.

 نکته چهارم: سطح توقعات بالاتر از مرد جوانتراست، توقع‌هایش جوانانه و گاهی اوقات بچه‌گانه است. اما همسرش یک زن و یک مادر مجرب است. و هماهنگی این دو سقف می‌شود اگر مرد آشنا به مسائل آیین همسرداری نباشد اختلاف ایجاد می‌شود. ولی اگر عقل میان این مرد و زن حاکم شد در زندگی مشکلی پیش نمی‌آید حتی اگر اختلاف این‌چنینی هم داشته باشد.

 نکته پنجم: پاسخ به نیازها، اگر تفاوت سن زن با مرد از ده سال زیاد‌تر باشد مرد زودتر پا به پیری و زمان رکود جنسی می‌گذارند ولی زن که از نظر شهوت بالا‌تر از مرد است، از همسرش توقع ارضای جنسی دارد و مرد توان پاسخگویی ندارد لذا احتمال گرایش به انحطاط جنسی و مسائل حرام پیش می‌آید و اگر هم این نشود، زن خودش را در زندکی شکست خورده و ناکام می‌داند و همیشه غصه می‌خورد که چرا تن به این ازدواج و زندگی داده است.

  دوم: از نظر شخصیت خانوادگی

مرد باید از خانواده ای باشد که در اجتماع از خانواده همسر خود یک درجه بالاتر باشد. معمولا جامعه را از نظر پایگاه مالی و اعتبار اجتماعی و شغلی به 5 دسته تقسیم می‌کنند:

 دسته اول، رجال: امرا، وزراء، نمایندگان، مهندسین، دکترها، روسا،...

دسته دوم، سرشناس‌ها: فلان حاج آقا، فلان رئیس اداره شهرستان، یا رئیس فلان کارخانه،...

دسته سوم، متوسط‌ها: فلان دبیر، فلان استاد دانشگاه، فلان حاج آقا کاسب،...

دسته چهارم، متوسط‌ها و ضعیف تر: مغازه دار، کاسب معمولی، کارمند، معلم دبستان و...

دسته پنجم، مستضعفین: که اکثراً مشاغل کم درآمد و بی ثباتی مثل کارگری، خدمتکاری، روزمزدی، و... دارند.

 اگر جامعه را از نظر شخصیت اجتماعی به این پنچ سطح تقسیم کنیم. من از خانواده پنجم باشم و دختر از خانواده اول، بسیار اشتباه است. مرد یک خدمتکار قراردادی است و مثلاً دختر از خانواده رئیس کارخانه. عقلاٌ این دو با هم هماهنگ نمی‌شود. خیلی بعید می‌رسد که بتوانند با هم زندگی خوشبختی داشته باشند. اگر هم نمونه ای باشد بسیار نادر است و برعکسش به وفور پیدا می‌شود.

 فاصله طبقاتی در حد یک درجه مناسب است که البته در آن مرد بالا‌تر از همسرش باشد. این برتری اثر خوبی را برای تحکیم زندگی ایجاد می‌کند و زن همیشه به وجود مردش افتخار می‌کند. که از خانواده بالاتری هستند و در میان اقوامش همیشه سربلند است. اما اگر زن بالاتر بود، احساس سرشکستگی می‌کند. مخصوصاً اگر از دو درجه بالاتر باشد و چون مرد، رئیس خانواده است لذا دچار اختلاف زدگی می‌گردد.

 سوم: از نظر اقتصادی

بهتر است مرد و خانواده‌اش یك درجه از خانواده زن بالاتر باشد تا همسرش از نظر مادی و خرج در زندگی احساس راحتی كند و به خودش بیشتر دلگرم شود. مثلا: زن تا دیروز در خانه پدرش پرتقال و سیب می‌خورده حالا كه ازدواج كرده گاهی موز، كیوی و آناناس هم بخورد.یا از نظر پوشاك، كفش و... هم باید همینطور باشد. این مایه دلگرمی و شادابی زن می‌شود و علتش هم همان فاصله اقتصادی خانواده مرد با زن است. اما اگر بر عكس شود خطرناك می‌شود. اختلاف‌ها، سردی ها، عدم دلبستگی بین زن و شوهر، بروز می‌كند. پس مرد باید یك درجه از نظر اقتصادی از همسرش بالاتر باشد نه كمتر و نه بیشتر. فاصله یك درجه خوب بنظر می‌رسد.

 چهارم :از نظر قد

پیامبر (ص) فرمودند: "بهتر است مرد مقداری از نظر قد و قامتش از همسرش بالاتر باشد." این مطلب از نظر روانی و تحكیم روابط زندگی برای زن و مرد اثرات خوبی دارد. با ذكر مثالی مطلب را بیان می‌كنیم: مثلا كسی كه می‌خواهد با بچه كوچكی صحبت كند و بازی كند باید قامتش را خم كند و با بچه‌ها بگو مگو كند و بخندد و مثل آنها بازی كند تا بین بچه و تو ارتباط محبت آمیز برقرار شود. با قامت ایستاده نمی‌شود با بچه رابطه برقرار كرد.

 بنظر می‌رسد در زندگی زناشویی نیز این قضیه حاكم است. از آنجایی كه مردها دارای غرور مردانه هستند و این غرور مزاحم مسیر عاطفه و عشق زندگی است و از طرفی زندگی بین زن و شوهر باید از محبت و عطوفت برخوردار باشد لذا این غرور كاذب مردها مزاحم ایجاد محبت و عطوفت میان زن و شوهر می‌شود. و وقتی قد كمی كوتاه‌تر باشد، مرد مجبور است بخاطر اینكه حرف را بشنود یا دقیقاًبا او گرم بگیرد، خود را بشكند تا با او هم اندازه شود و این در سلامت روابط زن و شوهر مۆثر است. برای مرد هم خوب است؛ چون مرد رئیس خانواده است، اِشرافیت بیشتری بر كوچكترها دارد و كوچكها هم اطاعت بیشتری از بزرگترها دارند. این از نظر روانی مۆثر‌تر است و همسرش را بیشتر اطاعت می‌كند.

منبع: مر کز خدمات رواشناسی سیاووشان

ارزش معنوی آیة‌الکرسی

آیة‌الکرسی سیّد سوره بقره:

عَنْ عَلِیٍ علیه‌السلام قال: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه‌ِ ص یَقُولُ یا عَلِیّ…سَیِّدُ الْکَلامِ الْقُرْآنُ وَسَیِّدُ الْقُرْآنِ الْبَقَرَةُ وسَیِّدُ الْبَقَرَةِ آیَةُ الْکُرْسِیّ یا عَلِیُّ اَنَّ فیها لَخَمْسینَ کَلِمَةً فی کُلِّ کَلِمَةٍ خَمْسَونَ بَرَکَةً»

 رسول اکرم ص ضمن حدیثی به علی علیه‌السلام فرمود: قرآن کلام برتر و بزرگ است و سوره بقره سید قرآن و آیة‌الکرسی سید بقره است سپس فرمود: در آیة‌الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت و خیر وجود دارد.

اثر خواندن آیة‌الکرسی در هر صبح:

هر کس صبح یک مرتبه آیة‌الکرسی را بخواند خداوند متعال یک ملک مُوَکِّل فرماید که تا شام او را از بلیّات محافظت کند و چون دو مرتبه بخواند دو ملک مُوَکِّل فرماید و چون سه مرتبه بخواند سه ملک مأمور فرماید و چون چهار بار بخواند چهار ملک موکل فرماید که او را از بلیّات نگاهدارند تا شام و چون پنج مرتبه بخواند خطاب شود که واگذارید او را که من خودم نگاهداری می‌نمایم همچنین اگر شام قرائت نماید تا صبح از بلاها محفوظ می‌ماند.

 احادیث آیة‌الکرسی:

 امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: برای هر چیزی اوجی می‌باشد و اوج قرآن، آیه الکرسی است، هر که یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگواری، از ناگواری‌های دنیا و هزار ناگواری از ناگواری‌های آخرت را از او بگرداند که آسان‌ترین ناگواری دنیا، فقر، و سهل‌ترین ناگواری آخرت، عذاب قبر است و من به امید رسیدن به آن مقام آن را می‌خوانم.

 رسول اكرم فرمودند : هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد. پیامبر فرمودند: هر كس آیة الكرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیة الكرسی نظر رحمت افكند و فرشته ای را بر انگیزد كه از آن زمان تا فردای آن كارهای خوبش را بنویسد و كارهای بدش را محو كند.

در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: " هر كس آیة الكرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد.

 رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الكرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید كسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی كند و هر كس بعد از هر نماز آیة الكرسی را بخواند به جز خداوند متعال كسی او را قبض روح نمی كند و مانند كسی باشد كه همراه پیامبران خدا جهاد كرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد كسی بر خواندن آیة الكرسی مواظبت نمی كند.

 آیه آیة الکرسی:

 «آیة الکرسی» آیه 255 سوره بقره است که اوّل آن «اللّه لا اله الاّ هو…» و آخر آن«و هو العلی العظیم» می‌باشد، ولی در قرون اخیر دو آیه بعدی را که از «لا اکراه فی الدین … » شروع و به «هم فیها خالدون» ختم می‌شود را جزو آن گرفته‌اند؛ امّا چون در احادیث اشاره به «پنجاه کلمه» و «یکصد و هفتاد حرف» شده، نیز با توجّه به اینکه «کرسی» در همان آیه 255 سوره بقره آمده و معنای این دو آیه موقوف بر هم نیست؛ لذا صحیح آن است که همان آیه را به تنهایی آیة الکرسی به حساب آوریم.در بحارالانوار هم در حدیثی که از امالی شیخ طوسی نقل می‌کند، تصریح دارد که حضرت علی(علیه‌السلام) آیة الکرسی را از «الله لا اله …» آغاز و به «هو العلی العظیم» ختم کرد.

  تاریخچه آیة الکرسی:

علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره آیه الکرسی می‌فرماید:آیة الکرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان می‌شد، همچنان که این نام‌گذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و از صحابه به چشم می‌خورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلکه به خاطر معارف دقیق و لطیفی است که در این آیه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی که جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقه‌ای» که در آن آمده و ….«المیزان» واژه «کرسی» را این گونه معنا می‌کند: کرسی از ماده(ک ـ ر ـ س) گرفته شده که به معنای وصل کردن اجزای ساختمان است و اگر تخت را کرسی خوانده‌اند به این جهت بوده که اجزای آن به دست نجّار ـ اگر چوبی باشد ـ و بسیاری از مواقع این کلمه را کنایه از مُلک و سلطنت می‌گیرند و می‌گویند: فلانی از کرسی نشینان است، یعنی او قدرت وسیع دارد و منطقه تحت نفوذ او گسترده است.

در کتاب قاموس قرآن ـ که فرهنگ واژه‌های قرآنی است ـ درباره آیه الکرسی آمده است: آیه 255 سوره بقره مشهور به آیة الکرسی است و از صدر اسلام، حتی در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) چنان که از روایات شیعه و سنی برمی‌آید به این نام معروف شده است، این آیه، توحید خالص و قدرت و قیمومیت خداوند را در جهان به بهترین وجهی روشن و بیان می‌کند، توجّه به الفاظ و معانی آن از توضیح بیشتر بی‌نیاز می‌کند و چون دارای این مقام و عظمت است؛ لذا درباره حفظ و خواندن و توجّه به معانی آن بیشتر توجّه شده و فضائلی درباره آن نقل گردیده است.

منبع وب سایت محمد جاویدی