هایلایت کن ببین چی میشه...

قلبـــــــــــــــــــــــ

99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده


2.) توش عدده 9 رو بنویس

3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !!!!!!!!!!!!!!!

دوستش داری یا عاشقشی!

♥♥ دوست داشتن♥♥

و

عشق

/عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.

دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال./

 

/عشق از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است.

دوست داشتن از روح طلوع می کند و تاهر جا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد./

 

/عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست٬ و گذر فصلها وعبور سالها بر آن اثر می گذارد.

دوست داشتن در ورای سن و زمان ومزاج زندگی می کند./

 

/عشق طوفانی و متلاطم است.

دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت./

 

/عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی"فهمیدن و اندیشیدن"نیست.

دوست داشتن٬ در اوج٬از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن واندیشیدن را از زمین می کند و با خود به قله ی بلند اشراق می برد./

 

/عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند.

دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد./

 

/عشق یک فریب بزرگ و قوی است.

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی٬ بی انتها و مطلق./

 

/عشق در دریا غرق شدن است.

دوست داشتن در دریا شنا کردن است./

 

/عشق بینایی را می گیرد.

دوست داشتن بینایی می دهد./

 

/عشق خشن است و شدید و ناپایدار.

دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار./

 

/عشق همواره با شک آلوده است.

دوست داشتن سراپا یقین است وشک ناپذیر./

 

/از عشق هر چه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم.

از دوست داشتن هر چه بیشتر٬تشنه تر./

 

/عشق نیرویی است در عاشق٬ که او را به معشوق می کشاند.

دوست داشتن جاذبه ای در دوست٬که دوست را به دوست می برد./

 

/عشق تملک معشوق است.

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست./

 

/عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند.

دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می خواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد٬داشته باشند./

/در عشق رقیب منفور است.

در دوست داشتن است که: "هواداران کویش راچو جان خویشتن دارند"/

 

/عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هر دو دشمنی می ورزد و معشوق منفور می شود/.

 

/دوست داشتن ایمان است و ایمان یک رو ح مطلق است.

یک ابدیت بی مرز است٬ که از جنس این عالم نیست./

 

//خدایا!به هر که "دوست میداری"بیاموز که :"عشق از زندگی کردن بهتر است".و به هر که "دوست ترمیداری"بچشان که :"دوست داشتن از عشق برتر است"//

  جملات درباره عشق از شریعتی. 

عکس از سایت اقتصاد مرند

منبع:ارائه شده از سایت www.tabrizpay.org

یار قاصدک

"یار قاصدی"

سَن یاریمین قاصِدیسَن ............اَگلَش(اَیلَش)سَنه چای دِمیشَم

(تو قاصد یار منی،بشین گفتم برات چایی بیارن)

خیالینی گوندَریب دی............ بَسکه من آخ وای دِمیشَم

(خیالش رو فرستاده،از بس که من آخ و وای گفتم)

آخ گِئجَه لَر یاتمامیشام............ من سَنه لای لای دِمیشَم

(آخه شبا نخوابیدم،من به تو لالایی گفتم)

سَن یاتالی مَن گوزومَه............ اولدوزلاری سای دِمیشَم

(وقتی تو در حال خواب بودی من به چشمم گفتم که ستاره ها رو بشماره)

هَر کَس سَنه اولدوز دییَه........... اوزوم سَنه آی دِمیشَم

(هر کس به تو ستاره بگوید من ،خودم،به تو ماه گفته ام)

سَندَن سونرا حیاتَه مَن.............. شیرین دِیسه،زای دِمیشَم

(بعد از تو من به زندگی اگه شیرین هم باشه تلخ [خراب]گفته ام)

هر گوزَلدَن بیر گول آلیب............ سَن گوزَله پای دِمیشَم

(از هر زیبارویی یه گل گرفتم و به توی زیبارو تقدیم کرده ام)

سَنین گون تَک باتماغیوی.............. آی باتانا تای دِمیشَم

(غروب مثل خورشید تو را مانند غروب ماه میدانم)

ایندی یایا قیش دِییرَم.............. سابق قیشا یای دِمیشَم

(این روزها به تابستان،زمستان میگویم،ولی قبلا به زمستان،تابستان میگفتم)

گاه طویووی یادَه سالیب............ مَن دَلی نای نای دِمیشَم

(گاهی عروسیت را به یاد می آورم و منِ دیوانه نای نای میگویم)

سونرا یئنَه یاسه باتیب............... آغلاری های های دِمیشَم

(بعد باز هم عزادار میشم و گریه کنان های های میگویم)

اَتَک دولی دَریا کیمی ..............گوزیاشیما چای دِمیشَم

(بغلم مانند دریا پر شده ]از اشک[ و من به این اشک چشمم رودخانه میگویم)

عُمرَه سورَن مَن قَره گون............. آخ دِمیشَم،وای دِمیشَم

(منِ سیاه بخت در گذر عمرم آخ و وای گفته ام)

 

منبع:ارائه شده در سایت اقتصاد مرند "آقای عاقلی"

حالا چرا؟

حالا چرا؟

آمـدی، جـانم به قـربانت ولی حالا چـــــرا … بی‌وفـــــا حالا كه من افـــتاده‌ام از پا چــرا

نوشــدارویی و بعد از مرگ سـهراب آمدی … سنگدل، این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عـمر ما را مهلت امـروز و فردای تو نیست … من كه یك امــــروز مـــهمان توام، فردا چرا

نازنینــــــا ما به ناز تو جــــــــوانی داده‌ایم … دیگر اكـــنون با جـــوانان ناز كن با ما چــرا

وه كه با این عـــمرهای كوته بی‌اعــــــتبار … اینهمه غافل‌شدن از چون منی شیدا چرا

شور‌فرهادم به‌پرسش سربه‌زیر افكنده‌بود ... ای لب شـــیرین جواب تلخ سر بالا چـــــرا

ای‌شب‌هجران‌كه‌یكدم‌در تو چشم‌من‌نخفت … این قــــدر با بخت خواب آلود من، لا لا چرا

آسمان ‌چون‌جمع‌مشتاقان‌پریشان ‌می‌كند … در شـــگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا

درخــزان هجر گل ای بلـبل طبع حـــــــزین …. خاموشی شرط وفاداری بود، غـــــوغا چرا

شــــهریارا بی‌حبیب خود نمی‌كری ســفر … این ســـــفر راه قیامت می‌روی، تنها چــرا

اخلاق امام علی بن موسی الرضا (ع) در بيان روايات

 

اخلاق امام علی بن موسی الرضا (ع) در بيان روايات

ـ او بسيار به مستمندان رسيدگي مي‌كرد.

ـ به دادن صدقه بويژه در شبهاي تار و به صورت پنهاني بسيار مبادرت مي‌كرد.

ـ با خدمتگزارانش كنار يك سفره مي‌نشست و غذا مي‌خورد.

ـ هيچ فرقي ميان غلامان و اشراف و اقوام و بيگانگان نمي‌گذارد، مگر براساس تقوا.

ـ همواره متبسم و خوش رو بود.

ـ بهترين بخش غذاي خود را قبل از تناول، براي گرسنگان جدا مي‌ساخت.

ـ با فقرا مي‌نشست.

ـ در تشييع جنازه شركت مي‌جست.

ـ خدمتكاري را كه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمي‌خواند.

ـ با صداي بلند و با قهقهه هرگز نمي‌خنديد.

ـ رفع نياز مؤمنان و گره‌گشايي از ايشان را بر ديگر كارها مقدم مي‌داشت.

ـ روي حصير مي‌نشست.

ـ قرآن زياد تلاوت مي‌كرد.

ـ با گفتارش دل كسي را نرنجانيد.

ـ سخن هيچ‌كس را ناتمام نمي‌گذاشت و نمي‌شكست.

ـ هيچ نيازمندي را تا حد امكان رد نكرد.

ـ پاي خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمي‌كرد.

ـ در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ‌گاه تكيه نزد.

ـ همواره ياد خدا بر زبان جاري داشت.

ـ از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت.

ـ به مسافري كه پول خود را تمام و يا گم كرده بود، بدون چشمداشت، هزينه سفر مي‌داد.

ـ در دادن افطاري به روزه‌داران كوشا بود.

ـ به عيادت بيماران مي‌رفت.

ـ در معابر عمومي، آب دهان خود را نمي‌انداخت.

ـ از ميهمان شخصاً پذيرايي مي‌كرد.

ـ هنگامي كه بر جمعي كنار سفره وارد مي شد، اجازه نمي‌داد تا براي احترام وي از جاي برخيزند.

ـ به سخن ديگران كه وي را مورد خطاب قرار داده، از او پرسشي داشتند، با دقت كامل گوش مي‌داد.

ـ خويش را به بوي خوش معطر مي‌كرد، بخصوص براي نماز.

ـ به نظافت جسم و لباس بويژه موي سر توجه داشت.

ـ قبل از غذا دستها را مي‌شست و با چيزي خشك نمي‌كرد، بعد از غذا نيز آنها را مي‌شست و با حوله‌اي خشك مي‌كرد.

ـ اگر غذايي از حد نياز زياد مي‌آمد، آن را هرگز دور نمي‌ريخت.

ـ در حضور ديگران به تنهايي چيزي نمي‌خورد.

ـ بسيار بردبار و شكيبا بود.

ـ كارگري را كه به مبلغ معين اجير مي‌كرد، در پايان افزون بر مزدش به او عطا مي‌كرد.

ـ با همگان با رأفت و خوشرويي روبرو مي‌شد.

ـ بسيار فروتن بود.

ـ به فقرا و بيچارگان بسيار مي‌بخشيد و آن را براي خود پس‌انداز مي‌دانست.

 

اين همه كه ياد شد، بي‌گمان خوشه‌اي از خرمن شخصيت اخلاقي آن امام بزرگ است و نه تمام آن.

   برخی احادیث از آن امام بزرگوار*امام رضا (ع)*

 مؤمن؛ به دور از مكر و خيانت

امام علي بن موسي(ع) مي‌فرمايد كه: رسول خدا فرمود: «كسي كه مسلمان باشد، مكر و خدعه نمي‌كند. از جبرئيل شنيدم كه مي‌گفت: فرجام مكر و خدعه، آتش است. از ما نيست كسي كه با مسلماني غش كند، از ما نيست كسي كه بر مسلماني خيانت روا دارد.»

 

صداقت و امانتداري

امام علي بن موسي مي‌فرمايد كه: رسول خدا فرمود: «وقتي مي‌خواهيد حقيقت ايمان افراد را بشناسيد، به زيادي نماز و روزه و حج و كارها و خدمات اجتماعي و مناجات شبانه آنها ننگريد، بلكه به صداقت و راستگويي و امانتداري آنان بنگريد.»

 

برخورد همسان با توانمند و تهيدست

امام علي بن موسي(ع) مي‌فرمايد: «كسي كه با مسلماني تهيدست روبرو شود و سلام و احوالپرسي وي با او برخلاف سلامي باشد كه با توانمندان و ثروتمندان دارد، خدا را در قيامت خشمگين خواهد يافت.»

 

اهتمام به امور مسلمانان

مؤمن اصولاً در جامعه اسلامي نمي‌تواند نسبت به شرايط اجتماعي و نيازها و ضرورت‌هاي زندگي ديگر مسلمانان بي‌تفاوت باشد.

امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «كسي كه روز را آغاز كند، ولي در انديشه امور مسلمانان نباشد و براي رفع مشكلات آنان اهتمام نداشته باشد، از جمله مسلمانان نيست.»

 

ياري و امداد ضعيفان

حضرت رضا(ع) مي‌فرمايد: «برترين صدقه و انفاق در راه خداوند، امداد و ياري ضعيفان است.»

امام در اين بيان، با توسعه موضوع صدقه، نشان داده‌اند كه صدقه به عنوان يك حركت انساني و الهي، در محدوده كمك‌هاي مالي و اقتصادي خلاصه نمي‌شود، بلكه هر نوع امداد و ياري رساندن اجتماعي مي‌تواند براي خدا باشد و عنوان صدقه را پيدا كند.

 

محبت به مردم

امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «محبت به مردم و اظهار دوستي نسبت به ايشان، نيمي از عقل است.»

شايسته است در اين حديث، به اين نكت توجه شود كه در نگاه دين و رهبران الهي، تنها مؤمنان و مسلمانان نيستند كه سزاوار لطف و محبتند، بلكه در بينش ديني، همه انسان‌ها و بندگان خدا بايد از پرتو محبت اجتماعي برخوردار شوند. علاوه بر اين، نقش سازنده و مؤثر اين محبت و مودت اجتماعي و فراگير، تا آنجاست كه اگر همه‌ي تدابير عقلي انسان را براي تنظيم صحيح روابط اجتماعي به دو بخش تقسيم كنيم، يك بخش آن، محبت ورزي است و بخش ديگر آن همه تدابير بايسته ديگر است و اين نشانه‌ي تأثير مهم محبت است.

 

اندوه‌زدايي از قلب‌ها

امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «آن كس كه اندوهي از قلب و چهره انسان مؤمني بزدايد، خداوند در روز رستاخيز، اندوه از قلبش بزدايد.»

 

ارتباط با خويشاوندان

در مجموعه رهنمودهاي اجتماعي اسلام، خدمت به خويشاوندان و محبت به آنان از اولويت برخوردار است. چه بسا علت، اين باشد كه اگر همه انسانها نسبت به اطرافيان و نزديكانشان رسيدگي و مراقبت داشته باشند، به طور طبيعي، هيچ فردي در جامعه اسلامي از نگاه محبت و رسيدگي اجتماعي، محروم نخواهد ماند.

موضوع «صله رحم» و تأكيد بر آن در نظام اخلاقي دين، در حقيقت يك ابتكار شگرف اجتماعي ـ رواني است كه هيچ برنامه و تدبير ديگري نمي‌تواند جايگزين آن باشد.

امام رضا مي‌فرمايد: «كسي كه دوست دارد روزگار درازتري در دنيا زندگي كند و روزي‌اش فراوان‌تر گردد، صله رحم كند و به خويشاوندانش رسيدگي نمايد.»

يعني، صله رحم به عنوان يك حركت انساني ـ ديني نه تنها از ثواب معنوي برخوردار است كه داراي آثار مادي و دنيوي نيز هست.

 

مهرباني با خانواده

امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «كسي ايمانش برتر و بهتر از ديگران است كه اخلاقش نيكوتر و نسبت به خانواده‌اش مهربان‌تر باشد.»

در بياني ديگر، حضرت رضا(ع) مي‌فرمايد: «در يكي از روزها، مردي از علي بن ابي‌طالب دعوت كرده تا آن حضرت به منزل او برود. حضرت علي به آن مرد فرمود به سه شرط، دعوت تو را پاسخ خواهم گفت:

1ـ براي تدارك ميهماني، چيزي از خارج منزل تهيه نكني (بر اقتصاد خانواده‌ات، خرجي را تحميل ننمايي.)

2ـ در منزل هر چه داري، ما را به همان مهمان كني (با خود نينديشي كه بايد بهترين‌ها را براي ما فراهم نمايي.)

 

3ـ همسر و خانواده‌ات را براي ميزباني از ما به زحمت نيندازي.»

 

ايجاد رفاه در خانواده

امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «سزاوار است كه مرد خانواده، براي همسر و فرزندان و كساني كه تحت سرپرستي او هستند، رفاه و گشايش پديد آورد، تا اين كه آرزومند پايداريش باشند نه منتظر مرگش!»

 

اقتصاد و برنامه‌ريزي در زندگي

امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «هيچ انساني به حقيقت ايمان ره نمي‌يابد مگر در پرتو سه خصلت: شناخت و ژرف‌نگري در دين، و برنامه‌ريزي صحيح در ادامه زندگي، و شكيبايي بر سختي‌ها.»

 

آراستگي در زندگي اجتماعي

امام علي بن موسي(ع) مي‌فرمايد: «از جمله اخلاق انبياي الهي، نظافت و پاكيزگي است.»

يكي از روايتگران احاديث به نام ابي عباد مي‌گويد: حضرت رضا در تابستان روي حصير مي‌نشست و در زمستان روي نمد و آن حضرت پيراهن زبر و خشن مي‌پوشيد، مگر زماني كه از منزل بيرون مي‌آمد و در برابر مردم قرار مي‌گرفت، زيرا در اين‌گونه موارد، لباس نيكو مي‌پوشيد و خود را براي مردم آراسته مي‌نمود.

 

منبع:ارائه شده در سایت عالم حسین انصاری.