گريه براى خدا
گاهى براى خدا گريه كن
« اَلْبُكاءُ لِلّهِ يُبْنَىْ بِكُلِّ دَمَعةٍ بَيْتٌ فِى الْجَنَّةِ »
بناى پروردگار اين است كه در مقابل هر قطره اشك، ساختمانى در بهشت براى او بسازد. اين قدر اشك قيمت دارد و كار مىكند.
جلال الدين مولوى مىگويد: پدرى مرد، دفنش كردند و كارهايش كه تمام شد، چند فرزند يتيم از او مانده بود كه بزرگترين آنها دوازده ساله بود. گفت: مادر ! اكنون بايد چه كار كنيم؟ گفت: نگران نباش، چند كيلو آرد و شكر مانده است. چيز ديگرى نداريم. من از اينها حلوا درست مىكنم، به بازار ببر و بفروش، تا خرج خود را اداره كنيم و از مازاد آن دوباره آرد بخريم و حلوا درست كنيم.
اين بچه ديگ حلوا را آورد، افراد زيادى رد شدند، اما حلوا را نخريدند. يك ساعت ديگر هوا تاريك مىشد، اما هيچ كس حلوا نخريد. بچه بلند بلند گريه كرد. كسى آمد رد شود، گفت: عزيز دلم ! چرا گريه مىكنى؟ گفت: خرجى ما در همين حلوا فروشى است، من يتيم هستم، مادرم و خواهر و برادران منتظر هستند كه من اينها را بفروشم، اما هيچ كس نخريده است، لذا گريه مىكنم. گفت: من كل اين حلواها را مىخرم.
گريه خيلى قيمت دارد:
تا نگريد طفلك حلوا فروش
ديگ بخشايش نمىآيد بجوش.
گريه بر هر درد بىدرمان دواست
چشم گريان چشمه فيض خداست.
تا نگريد طفل كى نوشد لبن
تا نگريد ابر كى خندد چمن.
منبع:سایت استاد حسین انصاریان.

به وبلاگ zjsخوش امدید