27 سال هوا را تنفس كردم....
27 سال هوا را تنفس كردم....
27 سال روي كره خاكي زيستم...
27 سال اشك روي گونه ام گه گاهي لغزيد....
27 سال خنده روي لبم باز شد...
27 سال كنار دو بهترين دوستم خوشبختي را لمس كردم...پدر و مادر...
27 سال در قلبم جاي مخصوص اش را به كسي ندادم....خدا....
27 سال در قالب انساني كه خدا مرا آفريده مردم را ملاقات كردم....
امروز كه 27 سالگيم كالبد وجودم در آغوش كشيد،تجربه بزرگي را كه درك كرده ام را زمزمه ميكنم:
"موفقترين و خوشبخترين انسان روي زمين كسي است كه ترس را براي هميشه از زندگي اش بيرون بكند"
_هر چقدر در زندگيم به مشكل برخوردم بعد از تفحص در اموراتم متوجه ترس شدم....اميدوارم يك روز تمام زندگيم عاري هر گونه ترس باشد...آمين.(اين سخنم شامل خدا نمي باشد).
به وبلاگ zjsخوش امدید